أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

63

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) يك لشكر جرار از مردم فارس در تعقيب وى راه مىپيمودند . بالاخره شب فرا رسيد . اين كاروان همچنان راه ميپيمود . عمرو بن شداد طى راه همراهان خود را از جريان امر آگاه ساخت . گاهى از ميمنه به ميسره ميرفت و گاهى از ميسره به ميمنه . آهسته آهسته مطلب را تعريف كرد و قرار گذاشت كه همراهانش دو نفر سه نفر از اين كاروان بر كنار شوند و در محل مخصوصى يك ديگر را به‌بينند . هنوز روز ندميده عمرو بن شداد با همراهانش از دست مردم فارس گريختند و از فارس بكرمان رفتند . عمرو بن شداد دست و پاى والى كرمان را با همان هفتاد مرد كه در تحت فرمان داشت بست و آنچه اندوخته در خزانه‌ى دار الاماره بود برداشت و بعد از راه دريا ببصره آمد و در آنجا با همراهانش پنهان شد . ملت فارس هر چه در جستجويش كوشيدند اثرى از او بدست نياوردند . محمد بن اسماعيل مىگويد : - هنگامى كه بدستور ابو جعفر منصور عمرو بن شداد دستگير شد من حضور داشتم . ابن دعلج دستور داد دست و پاى عمرو بن شداد را قطع كنند . عمرو با شهامت حيرت انگيزى دست راستش را پيش آورد .